بهتـــــــــــــــــرین یارم

سیگار بعدی را روشن میکنم
کامی از لبش میگیرم
بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام
انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند
همان انگشتانی که همچو باد
جنگل موهای تورا نوازش میکردند
دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده
دود سیگار است و بس…
سیگارم که به آخر میرسد
لبم را میسوزاند مانند بوسه ای
که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی …

/ 2 نظر / 26 بازدید
امیرعلی

بازی قشنگی بود اما ما قشنگ بازی نکردیم قبول کن که هر دو باختیم! من که خودم را به تـــو فروختم.. و تو که مرا به هیـــچ!!